من و تو بی گذریم

دنیا گذر من و تو شد

آن زمان برروی بال کبوتر

در آسمان آبی

هردو به پرواز

خوشحال و خندان

...

بودیم و شاید نبودیم


دنیا رفته رفته کم شد و رفت

آن زمان که اشک من وتو

در سرامیک کف خانه مان

خشکید و اثری از آن نماند

..

من و تو بی گذریم

کم شدن را خبری نیست

رفتنی نیست

پس ...

پس باید ، ماند و گریست

شایدم ...

گریستن من و تو

برسرامیک کف خانه مان

اثری مانَد و دنیا هم بی گذر ...

/ 40 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرمان

سلامی دوباره خدمت دوست عزیزم سرکار خانم شراره . ممنون از ابراز لطفتون . من با اجازه لینکتون کردم البته اگر بنده رو لایق بدونید . شما هم قشنگ مینویسید . . . تبریک میگم دوباره . تا شاعرانه دیگر بدرود...

طاهر

سلام. روزها می گذرد اما سخت ، اما تلخ و به سختی بتن و به تلخی نگاهی ناپاک یه سری به من بزنید. در باره ی گذر من هم یه چیزایی نوشتم. شعر های زیبایی دارید

مهدی جاسم زاده

سلام خوبید شما ... نبینم غمت را دوست عزیز !! دوست دارم دفعه بعد که میام وب شما را زیارت میکنم .. یک شعر امیدوار کننده ببینم .

رهگذر

سایه‌ها را به تماشا بنشین خواهی دید که در آن طرف سایه‌ها حقیقت جولان می‌دهد

عرفانی

سلام شراره جون خوبی دخترم امیدوارم که همیشه سالم باشی [گل][گل][گل]

لیلا_ سهم من از عشق

درود دوست خوبم بسیار زیبا بود از حضورتون در آوای دل سپاسگذارم با شعر روح بیقرار در آوای دل مشتاق حضور و نظر سازندتون هستم [لبخند][بغل][قلب]

سعيد مطوري/مهرگان

سلام خانم شراره عزيز وگرامي مهرگان با شعر دو تولد به روز است. بفرماييد كيك تولد... مهرگان باشيد

شبنم سمیعی

سلام شراره جان مثله همیشه عالی بود موفق باشی[گل]

سوگل

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شك دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند...! **دکتر علی شریعتی**